پرچمدار انقلاب اسلامی/ ۸

ابتکار عمل امام خامنه‌ای برای سربازان فراری از پادگان‌های رژیم پهلوی 

وقتی امام خمینی (ره) فرمان داد سرباز‌ها از پادگان فرار کنند مخفی شدن این سرباز‌ها یکی از دغدغه‌های امام خامنه‌ای شد، ایشان از جوان‌های مشهدی خواست سرهایشان را بتراشند. این‌طور شناسایی سربازان فراری برای دژبان ارتش سخت شد. 
کد خبر: ۸۰۸۶۹۸
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۵:۵۸ - 08February 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رهبر معظم انقلاب اسلامی با همه نقش مهمی که در مبارزه با رژیم پهلوی داشت چندان به آن پرداخت نشده است. به مناسبت چهل و هشتمین پیروزی انقلاب اسلامی بخش‌هایی از زندگی ایشان منتشر می‌شود که قسمت هشتم آن را در ادامه می‌خوانید: 

ابتکار عمل امام خامنه‌ای برای سربازان فراری از پادگان‌های رژیم پهلوی 
امام امت

امام خامنه‌ای و دوستانی، چون شهید بهشتی در پی تدوین منشور اسلامی و تشکیل گروهی با عنوان سازمان جهادی بودند. ماه محرم در پیش بود آنها دیدند که امام خمینی (ره) با پبامش شرایط را تغییر داد. ایشان در پیام خود عنوان کرد: «با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد؛ ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد. ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطل بر جبهه ستمکاران و حکومت‌های شیطانی زد، ماهی که نسل‌ها در طول تاریخ، راه پیروزی بر سرنیزه را آموخت. ماهی که شکست ابرقدرت‌ها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند، ماهی که امام مسلمین، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را آموخت، راهی که باید مشت گره کرده آزادی خواهان و استقلال‌طلبان و حق‌گویان بر تانک‌ها و مسلسل‌ها و جنود ابلیس غلبه کند و کلمه حق، باطل را محو کند. امام مسلمین به ما آموخت که در حالی که ستمگر زمان بر مسلمین حکومت جائرانه می‌کند، در مقابل او اگرچه قوای شما ناهماهنگ باشد بپا خیزید و استنکار کنید و اگر کیان اسلام را در خطر دیدید، فداکاری کنید و نثار نمایید.» 
امام خامنه‌ای در این باره می‌گوید: «ما می‌خواستیم اعلان سازمانی جهادی متشکل از ۲۰ نفر کنیم که یکباره امام یک ملت شهادت طلب را در برابر طاغوت به حرکت درآورد.» 

«ویلیام بی‌من» در کتاب «زبان، منزلت و قدرت در ایران» می‌نویسد: «موقعیت آیت‌الله خمینی در به زیر کشیدن سلطنت محمدرضا پهلوی تا اندازه‌ای مدیون توانایی او در استفاده نمادین از شهادت امام حسین علیه السلام و انطباق آن بر نزاع میان سلطنت و توده مردم بود.» 

امام خامنه‌ای در رفت و آمد تهران و مشهد بود و فعال‌تر از تمام روز‌های عمرش؛ خبر مراسم مدرسه، مردم را به این مرکز علمی کشاند، صحن مدرسه پر می‌شد از جوانان، هرشب سخنرانی می‌کرد، شعر خوانده می‌شد و اخبار سراسر ایران به اطلاع حاضران می‌رسید. 

امام خامنه‌ای در این باره می‌گوید: «من هر شب سخنرانی داشتم، هر چند کوتاه، جالب است که نوار‌های این مجالس در میان آن حوادث بزرگ، سالم مانده است. راهپیمایی‌ها هر روز از اطراف مدرسه نواب و مسجد کرامت شروع می‌شد، در این مسجد هم مراسمی منعقد می‌شد. در تظاهرات هر پارچه نوشته‌ای را دو نفر در دست می‌گرفتند و پشت انبوه مردم حرکت می‌کردند. در پایان راهپیمایی‌ها من، آقای طبسی و آقای هاشمی‌نژاد سخنرانی می‌کردیم؛ و گاهی یکی دو نفر از ما سه نفر، سخن‌هایی که بر زبانم جاری می‌شد، خودم را مبهوت می‌کرد. انگار هر چیزی از اراده ما خارج بود.»

هر روز باید برای چند مسئله چاره‌ای می‌اندیشیدند، مسئله اول خاتمه نیافته بود که حادثه‌ای جدید پیش می‌آمد، سرعت تحولات انقلاب به بالاترین درجه رسیده بود. امام خامنه‌ای شب و روز نداشت. اوج‌گیری انقلاب مشغله‌های فراوانی برای امام خامنه‌ای و کسانی ایجاد کرده بود که سال‌ها طول کوشیده بودند تحرکی در مردم و حوزه ایجاد کنند. یازدهم آذر امام خمینی (ره) فرمان داد سرباز‌ها از پادگان فرار کنند. از دغدغه‌های امام خامنه‌ای، مخفی شدن سرباز‌های فراری بود که تعدادشان زیاد شده بود و اوضاع را پیچیده‌تر کرده بود. ایشان در مسجد گوهرشاد سخنران بود. از جوان‌های مشهدی خواست سرهایشان را بتراشند. این‌طور شناسایی سربازان فراری برای دژبان ارتش سخت می‌شد، ابتکار پیشنهادی‌اش جواب داد. خبرش به دکتر بهشتی در تهران رسید و گفت: «این موضوع را در جا‌های دیگر اشاعه خواهیم داد.» 

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار